خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





قاش مستان

                                          

    قاچ مستان(خفر)

    شركت كنندگان : محمد كردي(سرپرست)، كمال نعامي-رحمت بيات –علي غلامي-  سعيد رشيدي مهر-  حميد گودرزي – حميدپشم فروش- محمدرضا كرويي- رضا نادرپور – عباس قنواتي- ميثم كائيد باصري- صادق كريمي-اسماعيل جمالپور-شهرياربصيري-يوسف سالمي-محمودجاوي

    رفت:چهار شنبه11/6/94

    برگشت: جمعه 13/6/94

    سال قبل خردادماه بود كه براي صعود همين كوه اقدام كرديم و دچار چنان برف و بوراني شديم كه انگار صعود زمستاني بود وموفق به فتح قله نشديم.براي اين صعود با اينكه برنامه صعود يك هفته جابجا شد ولي باز استقبال خوبي به عمل آمد و با 16 نفر راهي روستاي خفر شديم.برنامه ريزي براي اين كوه بدليل فاصله زياد ما از روستا و همچنين درگير بودن نفرات در واحد ها و مشكل مرخصي هميشه سخت بوده وما نيزنتوانستيم زودتر از 12 شب روستا باشيم بچه ها داخل اتوبوس آماده شدند و به محض پياده شدن به همراه راهنما بسمت جانپناه حركت كرديم . شب مهتاب بود و احتياج چنداني به نور هدلايتها نبود ،قسمتي از مسير نيز از داخل باغات روستا بود كه به همراه نسيم خنكي كه مي وزيد نيروي ما را مضاعف مي كرد .

    كمي كه جلو رفتيم شيب مسير نيز بيشتر شد و حسابي عرقمان را درآورد بعد از حدود 3 ساعت كوهپيمايي خسته كننده همراه با كوله هاي نسبتا سنگين به جانپناه قاش مستان رسيديم .متاسفانه يك گروه كوهنورد قبل از ما آنجا را اشغال كرده بودند و تعدادي از ما اجبارا بيرون خوابيديم كه حسابي هم سرد بود ساعت 7:20 صبح از خواب بيدار شديم ولي از جوي آب جلوي جانپناه هيچ خبري نبود و اين حكايت از خشكسالي ميداد كه اين روزها دغدغه اصلي مردم شده است بعد از سرو صبحانه با تعدادي از نفرات به سمت قله حركت كرديم از يخچال سال قبل تقريبا هيچي نمانده بود وما نيز مسير پرشيب قله را در پيش گرفته و با كندي بالا مي رفتيم .يك گروه كه قبل از ما از جانپناه حركت كرده بودند با فاصله زماني حدود 2ساعته در حال حركت بودند خلاصه افتان وخيزان توانستيم ساعت 13:30 برفراز قله 4550متري قاش مستان پاي نهيم البته ما در پرچم خودمان جهت افزايش روحيه  ارتفاع را 100متر كمترثبت كرده بوديم .

    گروه اول هنوز سرقله بود كه ما رسيدسم و بعد از كمي نفس چاق كردن و خوردن تنقلات و گرفتن عكس ساعت 14:15 به سمت پايين حركت كرديم و3ساعت بعد به جانپناه رسيديم . يك گروه كوهنورد از بچه هاي گناوه آنجا بودند .بعد از سرو چاي و غذا كه حدودا يك ساعتي شد به سمت روستا حركت كرديم ،بين مسير روستا تا جانپناه گروههاي زيادي در حال بالا رفتن بودند كه حكايت از پرشدن جانپناه و حتي مناطق اطراف آن را مي داد و چقدر خوب شد كه شب ماني ما يك شب قبل بود و الا سكو هم براي خواب به ما نمي رسيد.8شب بود كه به روستا رسيديم صداي اذان از مسجد در حال پخش شدن بود و ما به سمت تنها قهوه خانه روستا جايي كه بچه ها اطراق كرده بودند رفتيم و با يك شام املت كه اندازه كباب بره اي چسبيد از ما پذيرايي شد اين پايان سفر كوهنوردي ما بود كه به من يكي خيلي چسبيد و اميدوارم به بقيه دوستان نيز خوش گذشته باشد .

    در اين سفر تلفات كفشي ما زياد بود و بهتر است سرپرست جديد فكري در اين باره بكند لازم به ذكر است اين اولين اردو به سرپرستي آقاي كردي بود كه براي ايشان در اين سمت آرزوي موفقيت داريم.   

    عکسها در ادامه مطلب


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : روستا ,جانپناه ,بودند ,حركت ,كرديم ,ساعت ,حركت كرديم ,كرده بودند ,گروه كوهنورد ,جانپناه حركت ,
    قاش مستان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر